گالری جک های جمله سازی شماره 3
2- وطن: به يکی می گن: با وطن جمله بساز. می گه: ديروزرفتم حمام و سر و تنم را شستم. می گن: منظور «ط» دسته داربود. می گه: اتفاقا منم با تي دسته دار شستم.
3- بقیه: به یکی مي گن با بقيه جمله بساز. مي گه : ديشب شام خوردم. مي گن: پس بقيه اش كو؟ مي گه: اتفاقا بقیه اش تو يخچاله.
4- صداقت: به يك نفر مي گن با صداقت جمله بساز. مي گه: داشتم تلفنی حرف مي زدم صدا ؛ قت شد.
5- ترکش: به یکی می گن باترکش جمله بساز. می گه: سیگارروباید ترکش کرد.
6- پل: به یکی می گن با پل جمله بساز. می گه: چطوری، تپل؟
7- زیزیگولو: به یکی میگن با زیزیگلو جمله بساز. می گه : خداداد عزیزی گلو درد گرفته.
8- سگ: به یکی می گن با«سگ» جمله بساز. می گه: پدر سگ خودتی و جد و آبادت!
9- ابریشم: به یکی مي گن با ابريشم جمله بساز. مي گه: هوا ابري شم خوبه.
10- بنزین: به یکی مي گن با بنزين جمله بساز. مي گه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين.
