گالری جوک شماره 3
2- یه رشتی میره ماهی گیری ولی نمیتونست ماهی بگیره .
همین موقع
حسن آقا میاد و انگشتش رو میکنه تو آب و یه ماهی 3 کیلویی میگیره ؛
دوباره انگشتش
رو میکنه تو آب و این دفعه یه ماهی 5کیلویی میگیره .
رشتی کف
میکنه و میگه جریان چیه ؟
حسن آقا
میگه برو انگشت تو کون زنت بکن و سریع برگرد اینجا ، میتونی ماهی بگیری .
رشتی میره
خونه ، زنش داشت ظرف می شست ؛ یواشکی دامنش رو بالا زد و یه انگشت کرد .
زنش یهو
گفت : حسن جون میری با شوهرم ماهیگیری !!!
3- یه روز
اصغری و اکبری میرن شکار که از دور یه شیر می بینن .
اصغری به
اکبری میگه : بژن اکبری ، داره میاد ، بژن ...
اکبری شلیک
می کنه و تیر می خوره به تخم راست شیره و
شیره زخم خورده
با عصبانیت داشته حمله می کرده ؛ که دوباره اصغری به اکبری میگه :
ده بژن اکبری داره میاد ما رو بخوره و
اکبری یه بار دیگه شلیک می کنه
و تیر می
خوره به تخم چپ شیره ...
اصغری داد
میزنه میگه : بابا لامشب شیره داره میاد ما رو بخوره ، نمی خواد که ما رو بکنه
...!!!
4- یه روز یه ترکه و یه تهرونی و یه رشتی رو می اندازن تو
جزیره آدم خوارها .
رئیس قبیله
میگه : اگر برای من تا دو هفته دیگه یه سوسمار آوردین ، که آزادین ،
در غیر
اینصورت می خورمتون .
بعد از دو
هفته رشتی و تهرونی دست خالی بر می گردن .
رئیس می
پرسه که پس اون یکی کو ؟ می گن : اون روز اول از ما جدا شد .
رئیس یه
عده رو میفرسته دنبال ترکه .
ترکه رو
پیدا می کنن و می بینن که یه مارمولک رو بسته به درخت و هی میزنه تو گوشش و میگه :
پدر سگ میگی بابات کو یا نه !!!
****************************************************5- یه سرخپوست میره دارو خانه و یه کاپوت میخره .
فرداش
میره و میگه :
زن سرخپوست
قوی ، مرد سرخپوست قوی ، کاپوت بووم ، یه کاپوت محکمتر بدین .
دوباره
فرداش میره و میگه :
زن سرخپوست
قوی ، مرد سرخپوست قوی ، کاپوت بووم ، یه کاپوت محکمتر بدین .
داروخانه
ای اینبار یه کاپوت آهنی میده .
فرداش میشه
و داروخانه چی می بینه که جنازه سرخپوست رو دارن می برن .
از زن
سرخپوست می پرسه : چه خبر شده ؟
زن سرخپوست
میگه :
مرد سرخپوست قوی ، زن سرخپوست قوی ، کاپوت خیلی قوی ، تخم سرخپوست بووم !!!
****************************************************6- یه روز یه هواپیما تو جزیزه آدم خوارها سقوط می کنه .
یه بچه با
باباش میرن ببینن که کسی زنده هست تا بخورن .
میرن به یه
زن لاغر استخوانی میرسن ، بچه به باباش میگه : اینو بخوریم ؛
باباش میگه نه اگه
اینو بخوریم استخوانهاش تو گلومون گیر میکنه .
میرن به یه
زن چاق میرسن ، بچه میگه : بابا اینو بخوریم ؛
باباش میگه نه این چاق چربی خون
میگیریم .
میرن میرسن
به یه زن خوشگل و خوش هیکل ، بچه میگه :بابا اینو بخوریم ؛
باباش میگه نه اینو می بریم خونه و بعد مامانتو می خوریم !!!
7-یه زن و یه
مرد رشتی بچه دار نمیشدن و تو خونه یه نوکر داشتن که اسمش حسن بود .
یه روز رشتی به حسن میگه : که بره و با زنش بخوابه و بچه درست کنه .
حسن هم 2تا بچه درست کرد.
یه روز یکی
از دوستهای شوهره میاد خونشون و میگه : به به ، چه زنه خوشگلی .
رشتی میگه
: آئووو خانوم ، زن بنده است .
دوستش میگه
: ماشاا.. چه پسری .
رشتی میگه
: آئووو علی پسر بنده است .
دوستش میگه
: چه دختره نازی .
رشتی میگه
: آئووو ، نرگس دختر بنده است .
دوستش میگه
: چه جوان رشیدی .
رشتی میگه : آئووو ، حسن کیر بنده است !!!
****************************************************8- یه بار یه
ترکه می خواسته بره خوا ستگاری ، می ره 25 متر پارچه ابریشم می خره
تا
با 5 مترش یه شورت بدوزه و وقتی رفت خواستگاری ، زیپ شلوارش رو باز
بذاره ،
تا وقتی خانواده عروس ببینن ، فکر
کنن طرف پول داره ودخترشون رو بهش بدن .
بعد موقع
رفتنترکه یادش می ره شورتش رو بپوشه ولی
زیپش رو باز می گذاره .
تو مراسم خواستگاری تا پدر و مادر دختره چشمشون می افته به معامله ،
از تعجب چشمشو گرد
می شه .
ترکه هم تا
می بینه اونا تعجب کردن ، میگه :
تازه کجاشو دیدین ، 20 مترش هم تو خونه هست !!!
****************************************************9-یه روز یه
رشتی میاد خونه و می بینه کسی خونه نیست ، ولی از پشت بوم صدا می یاد .
می ره می بینه که یکی با زنش مشغوله ؛ داد میزنه ،
آئووو بی ناموس...
و مرده تا رشتی رو می بینه در می ره ورشتی
هم دنبالش تا بلاخره تو پشت بوم همسایه می گیرتش.
مرده
میگه: بابا من چتر بازم باد شدید بود من
از مسیر منحرف شدم و افتادم پشت بوم شما .
رشتی میگه
: آئووو پس تو رو خدا ببخشید .
بعد مرده
رو می بره خونه و به زنش میگه : بیا خانوم مهمون داریم .
مرده دلش
برای رشتی می سوزه و میگه :
مرد آخه تو
چرا این قدر بی غیرتی ، مگه می شه من از آسمون بیفتم بغل زن تو ؟
رشتی میگه
:وقتی از تو وان حمام غواص در میاد لابد
تو هم چتر بازی دیگه !!!
10-یه مرد چاق
میره به یه موسسه کاهش وزن ، مسئول موسسه
میگه که ما اینجا دو روش
برای کاهش وزن داریم ؛ یکی معمولی 1000 تومانه و یکی دیگه
ویژه 5000 تومانه .
مرده روش معمولی رو انتخاب کرد و رفت تو اتاق ،
بعد از چند دقیقهیه زن خوشگل و خوش هیکل میاد و میگه :
اگه منو
بگیری ، میتونی بکنی .
مرده بدبخت
یه ساعتی دنبال زنه دوید ولی نتونست بگیرتش ؛ و وقتی رفت بیرون ،
خودش رو وزن کرد
دید 5 کیلو کم کرده .
جلسه ی بعد
که رفت با خودش گفت : که ایندفعهروش ویژه
رو انتخاب می کنم ،
خودش راحت میده .
میره تو
اتاق و بعد از چند دقیقه یه مرد سبیل کلفت و گردن کلفت ، میاد تو میگه :
بدو فرار
کن ، اگه بگیرمت میکنمت !!!!
