تبليغاتX
رنگارنگ - گالری جوک شماره 3

رنگارنگ

×بخند به روی دنیا×تا دنیا به روت بخنده×

گالری جوک شماره 3

2- یه رشتی میره ماهی گیری ولی نمیتونست ماهی بگیره .

همین موقع حسن آقا میاد و انگشتش رو میکنه تو آب و یه ماهی 3 کیلویی میگیره ؛

دوباره انگشتش رو میکنه تو آب و این دفعه یه ماهی 5کیلویی میگیره .

رشتی کف میکنه و میگه جریان چیه ؟

حسن آقا میگه برو انگشت تو کون زنت بکن و سریع برگرد اینجا ، میتونی ماهی بگیری .
رشتی میره خونه ، زنش داشت ظرف می شست ؛ یواشکی دامنش رو بالا زد و یه انگشت کرد .
زنش یهو گفت : حسن جون میری با شوهرم ماهیگیری !!!

    ****************************************************
  

3- یه روز اصغری و اکبری میرن شکار که از دور یه شیر می بینن .

اصغری به اکبری میگه : بژن اکبری ، داره میاد ، بژن ...

اکبری شلیک می کنه و تیر می خوره به تخم راست شیره و شیره زخم خورده

با عصبانیت داشته حمله می کرده ؛ که دوباره اصغری به اکبری میگه :

ده بژن اکبری داره میاد ما رو بخوره و اکبری یه بار دیگه شلیک می کنه

و تیر می خوره به تخم چپ شیره ...

اصغری داد میزنه میگه : بابا لامشب شیره داره میاد ما رو بخوره ، نمی خواد که ما رو بکنه ...!!!

    ****************************************************
    

4- یه روز یه ترکه و یه تهرونی و یه رشتی رو می اندازن تو جزیره آدم خوارها .

رئیس قبیله میگه : اگر برای من تا دو هفته دیگه یه سوسمار آوردین ، که آزادین ،

در غیر اینصورت می خورمتون .

بعد از دو هفته رشتی و تهرونی دست خالی بر می گردن .

رئیس می پرسه که پس اون یکی کو ؟ می گن : اون روز اول از ما جدا شد .

رئیس یه عده رو میفرسته دنبال ترکه .

ترکه رو پیدا می کنن و می بینن که یه مارمولک رو بسته به درخت و هی میزنه تو گوشش و میگه :

پدر سگ میگی بابات کو یا نه !!!

    ****************************************************
   

5- یه سرخپوست میره دارو خانه و یه کاپوت میخره .

فرداش میره و میگه :  

زن سرخپوست قوی ، مرد سرخپوست قوی ، کاپوت بووم ، یه کاپوت محکمتر بدین .

دوباره فرداش میره و میگه :

زن سرخپوست قوی ، مرد سرخپوست قوی ، کاپوت بووم ، یه کاپوت محکمتر بدین .

داروخانه ای اینبار یه کاپوت آهنی میده .

فرداش میشه و داروخانه چی می بینه که جنازه سرخپوست رو دارن می برن .

از زن سرخپوست می پرسه : چه خبر شده ؟

زن سرخپوست میگه :

مرد سرخپوست قوی ، زن سرخپوست قوی ، کاپوت خیلی قوی ، تخم سرخپوست بووم !!!

    ****************************************************

6-  یه روز یه هواپیما تو جزیزه آدم خوارها سقوط می کنه .

یه بچه با باباش میرن ببینن که کسی زنده هست تا بخورن .

میرن به یه زن لاغر استخوانی میرسن ، بچه به باباش میگه : اینو بخوریم ؛

باباش میگه نه اگه اینو بخوریم استخوانهاش تو گلومون گیر میکنه .

میرن به یه زن چاق میرسن ، بچه میگه : بابا اینو بخوریم ؛

باباش میگه نه این چاق چربی خون میگیریم .

میرن میرسن به یه زن خوشگل و خوش هیکل ، بچه میگه :بابا اینو بخوریم ؛

باباش میگه نه اینو می بریم خونه و بعد مامانتو می خوریم !!!


     ****************************************************

7-یه زن و یه مرد رشتی بچه دار نمیشدن و تو خونه یه نوکر داشتن که اسمش حسن بود .

یه روز رشتی به حسن میگه : که بره و با زنش بخوابه و بچه درست کنه .

حسن هم 2تا بچه درست کرد.

یه روز یکی از دوستهای شوهره میاد خونشون و میگه : به به ، چه زنه خوشگلی .

رشتی میگه : آئووو خانوم ، زن بنده است .

دوستش میگه : ماشاا.. چه پسری .

رشتی میگه : آئووو علی پسر بنده است .

دوستش میگه : چه دختره نازی .

رشتی میگه : آئووو ، نرگس دختر بنده است .

دوستش میگه : چه جوان رشیدی .

رشتی میگه : آئووو ، حسن کیر بنده است !!!

    ****************************************************

8- یه بار یه ترکه می خواسته بره خوا ستگاری ، می ره 25 متر پارچه ابریشم می خره

تا با 5 مترش یه شورت بدوزه و وقتی رفت خواستگاری ، زیپ شلوارش رو باز بذاره ،

تا وقتی خانواده عروس ببینن ، فکر کنن طرف پول داره ودخترشون رو بهش بدن .

بعد موقع رفتنترکه یادش می ره شورتش رو بپوشه ولی زیپش رو باز می گذاره .

تو مراسم خواستگاری تا پدر و مادر دختره چشمشون می افته به معامله ،

از تعجب چشمشو گرد می شه .

ترکه هم تا می بینه اونا تعجب کردن ، میگه :

تازه کجاشو دیدین ، 20 مترش هم تو خونه هست !!!

    ****************************************************

9-یه روز یه رشتی میاد خونه و می بینه کسی خونه نیست ، ولی از پشت بوم صدا می یاد .

می ره می بینه که یکی با زنش مشغوله ؛ داد میزنه ، آئووو بی ناموس...

و مرده تا رشتی رو می بینه در می ره ورشتی هم دنبالش تا بلاخره تو پشت بوم همسایه می گیرتش.

مرده میگه: بابا من چتر بازم باد شدید بود من از مسیر منحرف شدم و افتادم پشت بوم شما .

رشتی میگه : آئووو پس تو رو خدا ببخشید .

بعد مرده رو می بره خونه و به زنش میگه : بیا خانوم مهمون داریم .

مرده دلش برای رشتی می سوزه و میگه :

مرد آخه تو چرا این قدر بی غیرتی ، مگه می شه من از آسمون بیفتم بغل زن تو ؟

رشتی میگه :وقتی از تو وان حمام غواص در میاد لابد تو هم چتر بازی دیگه !!!

      ****************************************************

10-یه مرد چاق میره به یه موسسه کاهش وزن ، مسئول موسسه میگه که ما اینجا دو روش

برای کاهش وزن داریم ؛ یکی معمولی 1000 تومانه و یکی دیگه ویژه 5000 تومانه .

مرده روش معمولی رو انتخاب کرد و رفت تو اتاق ،

بعد از چند دقیقهیه زن خوشگل و خوش هیکل میاد و میگه :

اگه منو بگیری ، میتونی بکنی .

مرده بدبخت یه ساعتی دنبال زنه دوید ولی نتونست بگیرتش ؛ و وقتی رفت بیرون ،

خودش رو وزن کرد دید 5 کیلو کم کرده .

جلسه ی بعد که رفت با خودش گفت : که ایندفعهروش ویژه رو انتخاب می کنم ،

خودش راحت میده .

میره تو اتاق و بعد از چند دقیقه یه مرد سبیل کلفت و گردن کلفت ، میاد تو میگه :

بدو فرار کن ، اگه بگیرمت میکنمت !!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:25  توسط حامد  |