تبليغاتX
رنگارنگ - گالری جوک شماره 2

رنگارنگ

×بخند به روی دنیا×تا دنیا به روت بخنده×

گالری جوک شماره 2


2- یه روز یکی برای بچه هاش پفک میخره و میگه :
بچه ها می شنین اینجا و پفک میخورین ، هر کی از جاش بلند بشه چوب تو کونش میکنم ؛ بعد هم میره تو اتاق و با زنش مشغول حال کردن میشه .
یکی از بچه ها که دید خیلی دیر شده ، رفت پشت در و از سوراخ در تو رو نگاه کرد و گفت :
بچه ها بابا راست میگفت ، مامان بیچاره پفک نخورده ، بابا داره چوب تو کونش میکنه !!!

****************************************************

3- یه یارو یه دستش رو از دست میده و خیلی ناراحت بوده که یه دست نداره .
خلاصه تصمیم میگیره که خودکشی کنه !
وقتی داشته خود کشی میکرده ، می بینه که یه نفر دو تا دست نداره و خیلی شنگوله و داره می رقصه .
میره جلو و از یارو می پرسه  شما که  دوتا دست نداری ،

پس چرا اینقدر می خندی و بالا پایین می پری ؟
یارو گفت : تو هم اگه دو تا دست نداشتی و کونت می خوارید ، همین کار رو می کردی .

    ****************************************************
  

4- یه نفر بیضه هاش را تو یه حادثه از دست میده و میبرن بیمارستان و دکتر براش یه تیله فلزی و

یه تیله چوبی جای بیضه هاش میگذاره .

بعد از چند سال جراح شخص مذکور او رو تو خیابون می بینه و از حال و روز او می پرسه و

طرف دیگه که حالش خوبه و دو تا بچه داره .

دکتر با تعجب به او نگاهی میکنه ، و مرده میگه :
اینا هاش این که می بینی ترمیناتوره و اونی که تو راهه پینوکیو !!!

    ****************************************************
    

5- یه رشتی میمیره میره اون دنیا میبینه کلی ساعت اونجاست

که عقربه هاشون خیلی سریع میچرخند .

رشتی سئوال میکنه که جریان چیه ؟ بهش میگن : هر کسی اینجا یه ساعت داره و

هر کی زنش تو دنیا بهش خیانت کنه اینجا ساعتش یه دور میچرخه .

بعد بهش میگن : این ساعت حسن آقاست ، این یکی ساعت عباس آقاست ...

رشتی میگه : پس این ساعت من کجاست ؟ بهش میگن :

مال تو اونقدر تند میچرخید که زدیم تو سقف جای پنکه !!!

****************************************************

6-دو تا مگس همدیگر رو می بینن و شروع میکنن به صحبت .

مگس اولی : دیشب روی سبیل یه موتور سوار خوابیده بودم بدجوری سرما خوردم .

مگس دومی : من بهت یه جای گرم و نرم میگم ؛ برو تو کس یه زن بخواب .

فردای اون روز مگس دومی میگه :ببینم خوب بود ؟

مگس اولی : خیلی خوب بود ، ولی صبح که بلند شدم باز روی سبیل موتور سوار بودم .

    ****************************************************
    

7-یه روز تو بیابون شتر یه عرب خراب شد ، رفت تعمیر گاه شتر و گفت : آقا شتر من خراب شده .

مکانیک گفت : اصغر بذارش رو چاله ، بعد مکانیک از دو طرف محکم کوبید

به تخمهای شتره و شتره هم دوید رفت

عربه گفت : خوب من چه جوری به شترم برسم ؟

مکانیک گفت : اصغر عربه رو بذار رو چاله .

بعد مکانیک محکم کوبید به تخمهاش و عربه هم دوید رفت .

بعد اصغر گفت : اوستا ، عربه که پول نداد .

مکانیک گفت : اصغر برو رو چاله !!!

    ****************************************************
    

8-دو تا گربه یه غذا پیدا کردن و تا ا ومدن بخورن یه گربه لاغر مردنی اومد و بهشون گفت :

آهای غذاتون رو می دین به من یا اینکه ...

گربه ها خندیدن و گفتن که برو بابا ، مردنی ما تو رو فوت کنیم می چسبس به دیوار ...

گربه لاغره هم پرید و گربه ها رو با غذاشون یه لقمه چپ کرد .

یه گربه که شاهد ماجرا بود با ترس و لرز از گربه پرسید : نو چطوری ا ینکارو کردی ؟

گربه گفت : پدر اعتیاد بسوزه ، من پلنگم !!!

    ****************************************************
    

9-یه روز یه نفر برای دوستش خاطره تعریف می کرده  میگه :

یه بار تو جنگل گردش می کردم ، یهو یه شیره پرید جلوم .

من شروع کردم به دویدن و شیره هم دنبالم لیز میخورد و می اومد .

در همین لحظه دوستش بهش گفت : بابا تو خیلی شجاعی.

من اگه جا تو بودم شلوارم را جوری خراب می کردم که از پاچه های شلوارم بزنه بیرون .

دوستش میگه : پس فکر کردی برای چی شیره دنبالم لیز می خورد !!!

    ****************************************************
   

10-یه روز یه ترکهو یه رشتی کنار دریا بودن که دیدن یکی داره غرق میشه .

رفتن و یارو رو نجات دادن و خواستن تنفس مصنوعی بدن .

رشتیه گفت : من دهنم رو دهنی نمی کنم و رفت یه شلنگ بر داشت و

کرد تو کونه یارو و شروع کرد فوت کردن ، وقتی خسته شد به ترکه گفت : بیا نوبت توست .

ترکه شلنگ رو از کونه یارو کشید بیرون و کرد تو دهنش .

رشتیه گفت : مرتیکه خر ، سر گوهی رو کردی تو دهنت .

ترکه گفت : فکر کردی ، اون ورش دهنیه !!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:58  توسط حامد  |