بیوگرافی براد پیت
سلام به همه دوستانم که لطف دارند و به وبلاگ من سر میزنند.
از همه شما به خاطر نظراتدون تشکر میکنم.به همین خاطر اومدم بیوگرافی براد پیت را بذارم.
نظرات این پست باید از پست قبلی بیشتر بشه تا باز هم برای شما بیوگرافی بذارم.
نظر یادتون نره ه ه ه ه ه ه ه .............................
پست بعدی این وب در روزشنبه 1387/3/11 گذاشته میشه در صورتی که نظراتدون زیاد باشه و من بدونم که خوشدون میاد از چنین پست هایی که من میذارم.
منتظر وبلاگی متفاوت باشید...................
"بیوگرافی براد پیت"
براد پیت.....................
نام: برد پیت
نام اصلی: ویلیام برادلی پیت
تاریخ تولد: 18 دسامبر 1963
محل تولد: شاونه، اوکلاهاما، آمریکا
وزن / 72kg
قد : 183cm
برادپیت بزرگ ترین فرزند بین 3 فرزند است.مادر او مشاور مدرسه وپدرش مدیر کارخانه ماشین سازی بود. او به همراه خانواده اش به شهرSpringfield/ missouri می رود ودراین شهر 2 نفر به خانواده آنها اضافه میشود. Douy برادروjulie خواهراو درآنجا بدنیا آمدند.
برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه «مان» در «اسپرینگ فیلد» گذراند، دانش آموخته رشته روزنامه نگاری با گرایش تبلیغات در دانشگاه میسوری که در سال 1986 کمی بیش از فارغ التحصیلی آن را ترک کرد. اولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای «ساوت هون» بود که در نمایش های کلیسا به نقش های فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانس های پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلویزیونی بازی کرد.

در سال 1991 قرار بود ویلیام بالدوین در نقش جی.دی در فیلم «تلما و لوییز» ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و براد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا نظر همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادر بزرگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه می دهد که بعد از پی بردن به اشتباهش درصدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود. البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای برادپیت در فیلم «نیمه تاریک خورشید» در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمارپوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30 با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منتظر دیدن چهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آن که صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند.
در سال های بعد فیلم «جانی سود» به کارگردانی تام سیسیلیو و «تماس» در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن «دنیای جالب» اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم «رودخانه به آن طرف می رود» به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید.
رابرت ردرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود ، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است.
اما نقش آفرینی برادپیت در فیلم «مصاحبه با خون آشام» برای او بسیار سخت بود و بازی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت. در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و خوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برادپیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیلم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر به خاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن این که گفته می شود که تام کروز کفش هایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود(براد)شود.
مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقادات نویسنده فیلم (رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برادپیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هکل بری فین و تام سایر در مقابل هم است. البته بعدها خود رایس از فیلم دفاع کرد. برادپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایماً خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنش ها هم به خاطر شخصیت هایی بوده که آن ها ایفاگر آن بودند.
تام کروز نیز از کار برادپیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیست با او همبازی شود.
با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برادپیت بود و بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برادپیت بیان کردند.
تلاش های بعدی او ، موفقیت برادپیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برادپیت با بازی در ملودرام «افسانه های خزان» در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکارانه دارد، به اوج رسید. برادپیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند.
او بعد از این فیلم در نقش یک کاراگاه جوان و خونسرد که درگیر پرونده قتل های زنجیره ای است، در فیلم «هفت» ظاهر شد و با بازی قابل قبول در کنار ستاره ای همچون کوین اسپیسی به محبوبیت خود افزود.
فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برادپیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. هم چنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود ، شد. آن ها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آن ها را به عنوان یک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند.
در همان سال برادپیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختی تریگیلیام یعنی فیلم «دوازده میمون» ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم «خوابگردها» در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و داستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم «متعلق به شیطان» در نار هریسون فرود بازی کرد.
برادپیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت «هفت سال در تبت» ظاهر شود که بعداً این فیلم با نقدها، اظهارنظرهای عجیبی همراه شد.
فیلم بعدی او «با جوبلک ملاقات کن» با زمانی بیش از 3 ساعت ساخته شد و برادپیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی های پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد.
برد در سال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم «باشگاه مشت زنی» همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برای برادپیت رقم زد.
برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام «قاپزنی» ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و «بنیسیو دل توره» در این فیلم با برد همراه بود.
در همین سال برادپیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام «مکزیکی» چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برادپیت با رابرد ردرفورد در فیلم «جاسوس بازی» از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود.

همسر سابق وی جنیفر آنیستون بود که چندی پیش از هم جدا شدند. از آخرین کارهای او دوازده یار اوشن ، تروی و آقا و خانم اسمیت می باشد که آخری جنجال زیادی ایجاد کرد . یعنی شایعه ازدواج او با آنجلینا جولی ( که در نهایت ازدواج کردند )
چندی پیش زندگي براد پيت و آنجلينا جولي بار ديگر در معرض تهديد قرار گرفت. اين زوج هنگامي كه به همراه فرزندانشان در هند گردش مي كردند مورد تعقيب چند فرد ناشناس قرار گرفتند و براي نجات جان خود مجبور شدند سوار درشكه شوند.
پيت و جولي به شهر پون رفتند تا جولي هنرپيشه فيلم " مهاجم معبد " بتواند صحنه هاي فيلم " قلب قوي " را در اين كشور بازي كند.
اين دو جمعيت كثيري از خبرنگاران را به سوي خود جلب كرده اند و هتل محل اقامت آنها ديگر جاي امني برايشان نمي باشد.
هنگامي كه آنها مشغول كالسكه سواري بودند به ناگاه چند مرد در جامه خبرنگاران شروع به تعقيب آن ها كردند كه باعث ترس اين هنرپيشه ها شد زيرا محافظانشان در فاصله دوري از آن ها قرار داشتند.
از آنجا كه اين شهر بسيار شلوغ مي باشد محافظان آن ها توانستند به كمك ترافيك ايجاد شده در خيابان خود را به موقع به اين دو هنرپيشه برسانند و آن ها سوار درشكه ديگري شده و از محل دور شدند.
اطلاعات بیشتر در مورد "براد پیت"
"برد"ازسال 1978-82 به دبیرستان kickapoo رفت. اوبه بازیهای تنیس وبسکتبال علاقه زیادی داشت ودرهمه مسابقات جایزه اول را می گرفت برادپیت یک شاگرد نمونه در دبیرستان بود و درهمه درسهایش چه خواندنی وچه ورزش نمرات بالا می گرفت. همیشه دوستانش اورا پسر خوش تیپ خطاب می کردند. ازسال 1982- 1986 به دانشگاه university of Missouri رفت. رشته او خبر نگاری بود ودرزمینه تبلیغات نیز فعالیت می کرد. زمانی که دردانشگاه درس می خواند یک تقویم با عکسهای خودش طراحی وچاپ کرد ووقتیکه دید مردم علاقه زیادی به او نشان دادند دانشگاه رادرسال 1986 رها کرد وبا ماشین خودش به کالیفرنیا رفت.
سال 1986 وقتی که وارد هالیوود شد فقط 325 دلار درجیبش داشت. اولین شغل او کاردریک ساندویچ فروشی بود که باید لباس مرغ می پوشید وبیرون رستورا ن تبلیغات پخش می کرد. درکنار این کارش کار دیگری هم داشت، او راننده لیموزین بود وازجمله کارهای دیگری که انجام می داد خدمتکاررستوران ومعلم شنا بود. اوپولی که ازاین کارها بدست می آورد خرج کلاسهای هنر پیشگی خود می کرد. او کم کم ازکلاسهای پایین، خود را به کلاسهای بالا وازفیلم های کوچک خود را به فیلم های بزرگ رساند.
درسال 1991 درفیلم Thelma & louise نقش کوچکی به مدت 14 دقیقه بازی کرد که خیلی مورد توجه مردم وتهیه کنندگان قرارگرفت. بخاطر همین فیلم ازاو درخواست بازی درفیلم دیگر کردند. درسال 1995 درفیلم seven بازی کرد که همکارش خانمی بود بنام Gwyneth – palvow . این دو بعد ازپایان فیلم بمدت 2 سال با هم دوست بودند ولی درسال 97 این رابطه را به پایان رساندند. درسال 1998 Jennifer Aniston با اوآشنا شد ودرسال 2000 21 July باهم ازدواج کردند. این دو، تا چند وقت پیش زندگی خوبی داشتند تا اینکه برادپیت رسماً قصد تشکیل خانواده داشت ولی جنیفربا او مخالفت می کرد بخاطر همین موضوع این دو درحال حاضر با هم زندگی نمی کنند ولی هنوزازهم رسما جدا نشده اند
درسال 1995 تا 2000 توسط روزنامه peopl به اولقب زیباترین مرد روی زمین داده شد.
درسال 1997 اوفیلمی بنام seven years in Tibet بازی کرد که کشور چین خیلی ازکار او خوشش نیامده بود، چون درفیلم ازکشور چین بدگفته بودند و به خاطر همین اجازه ورود او را به چین نمی دادند.
درسال 1999 به اوپیشنهاد بازی درفیلم the Matrix داده شد ولی اوقبول نکرد.
او ازکلاس ششم شروع به کشیدن سیگار کرد. پیتزا غذای مورد علاقه اوست ، ازعنکبوت وکوسه نیز خیلی می ترسد.
درسال 1999 یکی ازطرفداران خوب ومحکم brad دختری 19 ساله بود که دزدکی وارد خانه اوشده ولباسهای اورا به تن خود کرد و10 ساعت درمنزل او بود تا پلیس باخبر شده واورا دستگیر کرد. برادپیت فیلم پرطرفداری بنام TROY را درسال 2004 بازی کرد ولی برای اسکار 2005 به عنوان یکی از نامزدهای بدترین هنرپیشه درهمین فیلم انتخاب شد.

"براد"همراه با همسر سابقش"جنیفر آنیستون"
در حالیکه او بارها اظهار داشت که همسرش را از پیش می شناخته و به او علاقه مند بوده و هنوز هم عاشق اوست .
همیشه در پی غافلگیر کردن او است به طور مثال فراگیری زبان یونانی که زبان اجدادی همسرش است یا پوشیدن لباس خواننده ی گروه قدیمی " دورن دورن " در جشن تولد جنیفر که خواننده محبوب اوست ، ولی این اواخر دادن هدیه ی تولد به جنیفر باعث شد که او از براد شکایت کند زیرا کادوی تولدش یک انگشتر الماس بود که در جعبه ی کادو یک مار هم وجود داشت و این به شدت جنیفر را ترسانده بود اما براد پبت رسما از وی عذر خواهی کرد اما در نهایت آندو در پی شایعاتی که مبنی بر روابط براد و آنجلینا جولی پس از بازی مشترک در فیلم آقا و خانوم اسمیت پیش آمد ، جنیفر آنستین از براد جدا گشت و اکنون ازدواج او با آنجلینا جولی در صدر اخبارروز قرار گرفته است.
"فیلم شناسی"
کمتر از صفر (1987)
خوشحال با یکدیگر (1989)
طبقه برنده (1989)
از میان خط ها (1989)
جوان هم می میرد (1990)
تلما و لوئیز (1991)
سراسر مسیرها (1991)
جانی جیرپوش (1992)
رودخانه ای از میان آن می گذرد (1992)
کول ورلد (1992)
دنیای سرد (1992)
عشق حقیقی (1993)
کالیفرنیا (1993)
داستان های پاییزی (1994)
مصاحبه با خون آشام (1994)
طرفدار (1994)
افسانه های پاییزی (1994)
هفت (1995)
خواب روها (1996)
12 میمون (1996
متعلق به شیطان (1997)
با جو بلک آشنا شوید (1998)
باشگاه مشتزنی (1998)
جان مالکوویچ بودن (1999)
آدم ربایی (2000)
مکزیکی (2000)
جاسوس بازی (2001)
دسته یازده نفری اوشن (2001)
سندباد: افسانه هفت دریا (2003) «گوینده»
آبی خواننده (2003) «نقش فرعی»
تروا (2004)
آقا و خانم اسمیت (2005)
بابل (2006)
و............................................





امیدوارم دوستان از این پست خوشتون اومده باشه.
منتظر نظرات شما هستیم.
منتظر نظرات شما هستیم.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 14:16  توسط حامد
|
