1-لوستر: به یک اصفهانی مي گن: با لوسترجمله بساز، ميگه: من سه تا دختر دارم، يكي از يكي لوستر!
2- مناجات: به یکی مي گن با مناجات يك جمله بساز. می گه: مونا جات رو بنداز بخواب.
3- مینا و تینا: به یکی مي گن: با مينا و تينا یک جمله بساز. مي گه: مامانم اينا با باباتينا رفتن مهمونی.
4- مینا: به یکی مي گن با مينا جمله بساز. مي گه: با قاسماينا رفتيم بيرون!
5- هندونه: به یکی مي گن با هندونه یک جمله بساز. مي گه: ببینم، هند اونه كه بغل پاكستانه؟
6- بید:
به لره مي گن با بيد یک جمله بساز. مي گه: در خانه ما يك بيد بيد.مي گن:
اون بيد نيست، بوده. مي گه: آهان، باشه، در خانه ما يك بود بيد.
7- شاش
و جیش: به يكي مي گن با شاش جمله بساز. مي گه من و پرويز و داداشاش رفتيم
سينما. مي گن بابا جون شاش يعني جيش. مي گه: خب، آبجيش هم بود ديگه.
8- به یکی مي گن: يه جمله بساز که توش چاي باشه. مي گه: قوري
9- عناصر: به يکی مي گن با عناصر جمله بساز. مي گه: وقتي سيفون رو مي كشي عنا سر مي خورند می رن پائین.
10- ترجمه: به يکی مي گن با تر جمه جمله بساز. مي گه: عنترجمعه كجا بودي؟
11- اعضای
بدن: به یکی مي گن با اعضای بدن یک جمله بساز. مي گه: مري ومعده ومريم از
اعضای بدن ما هستند. مي گن مريم ديگه چيه؟ مي گه مريم جيگره.
12- جمله: به یکی می گن جمله بساز. می گه من فقط یخچال می سازم، جمله نمی سازم.
13- آجر: به یکی می گن با آجر جمله بساز. می گه: با آجر که جمله نمی سازن، خونه می سازن.
14- هفت هشت تا: به یکی می گن هفت هشت تا چند تا می شه؟ می گه: بی خیال، همون جمله رو بگو بسازم.
15- گهر: به تركه مي گن با گهر جمله بساز. مي گه تو گه هروقت منو مي بيني ميگي جمله بساز.
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:28  توسط حامد
|
1- ستیز: به یکی می گن با ستیز جمله بساز. می گه: موبایل ست ایز آف!
2- سوسن: به یکی مي گن با سوسن جمله بساز. مي گه: من چلوكباب دوست دارم، مخصوصا با سماق!
3- سینا: به یکی مي گن با سينا جمله بساز. مي گه: با عباساينا رفتيم بيرون.
4- شیده: به یکی مي گن با شيده جمله بساز. مي گه: رفتم خونه، ديدم بچه شاشيده.
5- علی: به ترکه می گن با «علي» جمله بساز. مي گه: نشستم رو صندعلي.
6- قیمت: به یکی مي گن با قيمت يك جمله بساز. می گه: ننه، بدو كه خورشت قيمت سوخت.
7- کوشش
یعنی کار: به یکی مي گن با كوش يك جمله بساز. می گه: شلوار من كوش؟ می گن:
اين كه نشد، «كوش به معني كوشش هست.» می گه: شلوار من كوشش؟ می گن: بابا،
كوشش يعني كار. می گه: خب از اول ميگفتين، شلوار كار من كوشش؟
8-کیشمیش: به تركه ميگن با كيشميش يك جمله بساز. می گه: من پسر عموی علی ميشم، تو كيشميشي؟
9- لجن: به یکی مي گن با لجن جمله بساز. مي گه: نمي دونم چرا همه بچه های محل با من لجن؟
10- لوبیا: به یکی مي گن با لوبيا جمله بساز. مي گه: كوچولوبيا!
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:23  توسط حامد
|
1- تلاش: به یکی مي گن با تلاش جمله بساز. مي گه: ننه ام رفت بازار طلاشو فروخت.
2- تورج: به تركه مي گن با تورج جمله بساز. مي گه: حقوق گرفتم، رفتم همه رو زدم تو رج!
3- توکیو: به یکی مي گن با توكيو جمله بساز. مي گه: من سکینه رو دوست دارم توكيو؟
4- تویوتا و پاجیرو: به یکی مي گن با تويوتا و پاجیروجمله بساز. مي گه: تويوتاك قد كشيده، پاجيروفتي روي سينه ام.
5- جام جم: به یکی مي گن با جام جم جمله بساز. مي گه: صبح كه از خواب پامي شم جامو جم ميكنم!
6- حمید و فرید: به یکی مي گن با حميد و فريد جمله بساز. مي گه: شما با هميد؟ چند نفريد؟
7- حیدر:
به یکی مي گن با حيدرجمله بساز. مي گه: اومدم در خونه تون هي در زدم، هي
در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش مي گن: نه بابا، با آقا حيدر جمله بساز.
مي گه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، آقا! هي در زدم، هيچكي در رو
باز نكرد!
8- دوچرخه: به یکی مي گن با دوچرخه جمله بساز. مي گه: با دوچرخه خسته می شم، ولی اگر می خوای با موتورگازی می سازم.
9- رادار: به یکی مي گن با رادار جمله بساز. مي گه: از اينجا به خونه ما راداره.
10- ریلکس: به یکی مي گن با ريلكس جمله بساز. مي گه: رفتيم باغوحش با گوريل عكس گرفتيم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:11  توسط حامد
|
1- داشبورد: به یکی مي گن باداشبورد جمله بساز.مي گه: داييم اومد بچه هاشوورداشبورد.
2- وطن:
به يکی می گن: با وطن جمله بساز. می گه: ديروزرفتم حمام و سر و تنم را
شستم. می گن: منظور «ط» دسته داربود. می گه: اتفاقا منم با تي دسته دار
شستم.
3- بقیه: به یکی مي گن با بقيه جمله بساز. مي گه : ديشب شام خوردم. مي گن: پس بقيه اش كو؟ مي گه: اتفاقا بقیه اش تو يخچاله.
4- صداقت: به يك نفر مي گن با صداقت جمله بساز. مي گه: داشتم تلفنی حرف مي زدم صدا ؛ قت شد.
5- ترکش: به یکی می گن باترکش جمله بساز. می گه: سیگارروباید ترکش کرد.
6- پل: به یکی می گن با پل جمله بساز. می گه: چطوری، تپل؟
7- زیزیگولو: به یکی میگن با زیزیگلو جمله بساز. می گه : خداداد عزیزی گلو درد گرفته.
8- سگ: به یکی می گن با«سگ» جمله بساز. می گه: پدر سگ خودتی و جد و آبادت!
9- ابریشم: به یکی مي گن با ابريشم جمله بساز. مي گه: هوا ابري شم خوبه.
10- بنزین: به یکی مي گن با بنزين جمله بساز. مي گه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 8:7  توسط حامد
|
1- کشور: به یکی می گن با کشور یک جمله بساز. می گه با کش ور رفتم خورد تو چشمم.
2- بالش:
به یکی می گن با بالش یک جمله بساز. می گه: با تفنگ زدم به یه کفتر خورد
تو بالش. می گن: نه، منظورمون توشک و بالش هست. می گه: با تفنگ زدم به یه
کفتر توشک بودم که خورد توبالش یا نه.
3- چیپس: به یکی می گن با چیپس یک جمله بساز. می گه چی پسر خوبی!
4- نخ سوزن: به یکی می گن با نخ سوزن یه جمله بساز. می گه: تیم ایران همه اش خوبه نخصوزن علی دائی.
5- قباد: به یکی می گن با اسم قباد یه جمله بساز. می گه: بزن بریم بسرعت برق و باد...
6- اختاپوس: به یکی مي گن با اختاپوس جمله بساز. مي گه: اوخ تا پوستم نسوخته برم تو سايه.
7- ماتیس: به یکی می گن با اسم ماشین ماتیس جمله بساز. می گه: مات ایس یور نیم؟
8- 45:به يه معتاد مي گن با 45 , 46 , 47 ,48 جمله بساز. مي گه: چلا پنجه مي كشي؟ چلا شيشه مي شكني؟چلاهف نمي زني؟ چلا هشتي ناراحت؟
9- نجیب: به يکی مي گن با نجيب يه جمله بساز. مي گه: كت من نه استرداره نه جيب.
10- ماشین: به يكي مي گن با ماشين جمله بساز. مي گه: بياين همسايه ما شين.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:50  توسط حامد
|
1- خرچنگ: به يکی مي گن باخرچنگ جمله بساز. مي گه: كره خر چنگ نزن
2- ممه: به یکی مي گن با ممه جمله بساز. مي گه: خیلی گرممه
3 -سی دی: به یکی مي گن با سي دي جمله بساز. مي گه چسيدي. مي گن: نه، با سي دي صوتي جمله بساز. مي گه: گوزيدي...
4- حسین فهمیده: به يكی مي گن باحسين فهميده جمله بساز. می گه: حسن گوزيده،حسين فهميده.
5- توله سگ: به یکی مي گن: با توله سگ جمله بساز. مي گه: طول سگ ضربدرعرض سگ مساوی با مساحت سگ.
6- مترو، به یکی می گن با مترو یک جمله بساز. می گه: سر این مترو بگیر!
7- شمشیر: به یکی می گن با شمشیر جمله بساز. می گه: پاشم شیر بخورم.
8- شاملو: به یکی می گن با شاملو یک جمله بساز. می گه: امشب شام لوبیا داریم.
9- دو تا حمال: به یکی می گن یه جمله بساز که توش دو تا حمال باشه. می گه: این یخچال هم مال منه، هم مال داداشم.
10- کوبیسم: به یکی می گن یک جمله با کوبیسم بساز. می گه: میخو بکوب ایسماعیل.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 12:22  توسط حامد
|
1- یه دختر و پسر با هم عروسی میکنن ،
هفته اول داماد از شوق و
اشتیاقش نمیره
سر کار و تو خونه می مونه و
مدام با زنش برنامه داشته ،
تا حدی که
وقتی زنه میخواسته بره غذا درست
کنه ،
پسره دستش رو میگذاره اونجای دختره
و میگه :
که خانم غذای من اینه و
بیا تو رختخواب .
بعد از یک
هفته پسره میره سر کار و وقتی بر میگرده ،
می بینه زنش کنار بخواری هی اونجاش رو
می ماله به بخاری
ازش می
پرسه : عزیزم چکار می کنی ؟
زنش میگه :
عزیزم دارم شامت رو گرم می کنم !!!
برای خواندن ادامه جک ها به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:25  توسط حامد
|
1- یه روز یه جاهله میره مهمونی و اونجا یه زن خوشگل میبینه و میره
بهش میگه :
خانوم من
به شما 2000 تومان میدم اجازه بدین سینه تون رو گاز بگیرم .
زنه یکم
فکر میکنه و بعد میگه باشه .
بعد دوتایی
میرن پشت خونه و مرده شروع میکنه با سینه ی زنه ور رفتن .
یه ربع
میگذره زنه میگه : آه چرا پس گاز نمی گیری ؟
جاهله میگه
: آخه پول ندارم !!
برای خواندن ادامه جک ها به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:58  توسط حامد
|
1- یه روز یه زنه صداش نازک بود ، میره دکتر و از دکتر دوائی
خواست تا صداش کلفت بشه.
دکتره یه
نسخه نوشت و به زنه گفت : خانم این دارو کمی هم عوارض جانبی داره.
زنه گفت :
اشکالی نداره. بعد ا ز یه ماه زنه پیش دکتره رفت و گفت:
آقای دکتر
صدایم کلفت شد ، خیلی ممنون.
دکتره
گفت:خانم دارو هیچ عوارضی نداشت.
زنه گفت :
بله آقای دکتر ، کمی سینه ام مو در آورده ، که اونهم به تخمم .
برای خواندن ادامه جک ها به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:41  توسط حامد
|